0

آیا بیت کوین می تواند بانک های مرکزی را از بین ببرد؟

بیت کوین یک ارز دیجیتال است که به گفته حامیان مالی آن ، “از فناوری peer to peer برای کار با هیچ مرجع  احراز هویت مرکزی یا بانک استفاده می کند.” با این تعریف  به نظر می رسد بیت کوین برای نابودی بانک های مرکزی در موقعیت مناسبی قرار دارد.

آیا اینطور است؟ باید؟ مانند هر مورد دیگری که شامل امور مالی باشد ، موضوع بانک های مرکزی و جایگزینی های احتمالی آنها با استدلال های موافق و مخالف پیچیده ای همراه است.

 

چشم انداز: بانک های مرکزی نقش مهمی دارند

عصر دیجیتال ممکن است در حال هدف گیری  بانک های مرکزی باشد ، اما هنوز نتوانسته است اعتبار Encyclopedia Britannica را از بین ببرد ، بنابراین ما به این مرجع با ارزش مراجعه می کنیم تا یاد بگیریم که بانکداری مرکزی را می توان در  شهر بارسلونا ،

کشور اسپانیا در سال 1401 جستجو کرد. اولین بانک مرکزی و سپس بقیه آنهایی که در پی این بانک به دنبال آن می آمدند ، اغلب به کشورها کمک می کردند تا جنگ ها و اقدامات ابتدایی مورد حمایت دولت را تأمین کنند.

 

انگلیسی ها مفهوم بانکداری مرکزی را در سال 1844 با قانون منشور بانک ، به عنوان تلاشی قانونی که زمینه را برای موسسه ای که قدرت انحصار در صدور ارز را دارد ، ایجاد کردند. ایده این بود که بانکی با چنین سطح قدرت می تواند به ثبات سیستم مالی در مواقع

بحرانی کمک کند. این مفهومی است که بسیاری از کارشناسان موافقند در جلوگیری از فاجعه در طی بحران مالی 2007-2008 و رکود بزرگ بعدی به وجود آمده است. امروزه بانک های مرکزی مدرن نقش های مختلفی را ایفا می کنند. به عنوان مثال ، فدرال رزرو

ایالات متحده وظیفه دارد از سیاست های پولی به عنوان ابزاری برای انجام موارد زیر استفاده کند:

 

  • اشتغال و قیمتهای ثابت را حفظ کنید
  • اطمینان از سلامت  سیستم بانکی و مالی کشور و دسترسی مصرف کنندگان به اعتبارات
  • در شرایط بحرانی سیستم مالی را تثبیت کنید
  • به نظارت بر سیستم های پرداخت کشور کمک کنید

 

برای دستیابی به این اهداف ، فدرال رزرو و سایر بانک های مرکزی می توانند نرخ بهره را افزایش یا کاهش دهند و پول ایجاد یا از بین ببرند.. به عنوان مثال ، اگر به نظر می رسد اقتصاد خیلی سریع در حال رشد است و باعث می شود قیمت کالاها و خدمات به

سرعت رشد کنند ، یک بانک مرکزی می تواند نرخ بهره را افزایش دهد تا دسترسی وام به وام گیرندگان را گران کند. همچنین بانک مرکزی می تواند با کاهش مبلغی که بانک مرکزی برای اهداف وام در اختیار سایر بانک ها قرار می دهد ، پول را از اقتصاد خارج کند. از

آنجا که پول تا حد زیادی در ترازنامه های الکترونیکی وجود دارد ، صرفاً ضربه زدن به دکمه حذف می تواند باعث از بین رفتن آن شود. با این کار میزان پول موجود برای خرید کالاها کاهش می یابد و از لحاظ نظری باعث افت قیمت ها می شود. مسلماً هر عملی

واکنشی دارد. اگرچه کاهش میزان پول در گردش ممکن است باعث افت قیمت شود ، اما وام گرفتن برای مشاغل را دشوارتر می کند. به نوبه خود ، این مشاغل ممکن است محتاط تر شوند ، تمایلی به سرمایه گذاری نداشته باشند و تمایلی به استخدام کارگران جدید

نداشته باشند.

اگر اقتصادی با سرعت کافی رشد نداشته باشد ، بانک های مرکزی می توانند نرخ بهره را کاهش دهند یا پول ایجاد کنند. کاهش نرخ بهره باعث می شود که وام برای کسب و کار و مصرف کنندگان ارزان تر و در نتیجه آسان تر و جذاب تر شود. به همین ترتیب ،

بانکهای مرکزی می توانند مبلغی را که بانکها برای قرض دادن در دسترس دارند افزایش دهند.

بانک های مرکزی همچنین می توانند برای دستکاری اقتصاد ، تلاش های بیشتری انجام دهند. این تلاش ها می تواند شامل خرید اوراق بهادار (اوراق قرضه) در بازار آزاد در تلاش برای ایجاد تقاضا برای آنها باشد. افزایش تقاضا منجر به کاهش نرخ بهره می شود ،

زیرا وام گیرندگان نیازی به ارائه نرخ بالاتر ندارند چون بانک مرکزی خریدار آماده و مایل را ارائه می دهد.

تلاش های راهنمایی شده توسط بانک مرکزی برای هدایت اقتصادها در مسیر شکوفایی ممکن بسیار خطرناک است. اگر نرخ بهره خیلی پایین باشد ، تورم می تواند به یک مشکل تبدیل شود. با افزایش قیمت ها  دیگر مصرف کنندگان توانایی خرید اقلام مورد نظر

خود را ندارند ، اقتصاد می تواند کند شود. اگر نرخ ها خیلی زیاد باشد ، وام گرفتن خفه می شود و اقتصاد دچار مشکل می شود.

نرخ بهره پایین (نسبت به سایر کشورها) باعث می شود سرمایه گذاران از کشور را پول بیرون بکشند و آن را به کشور دیگری ارسال کنند که بازده بیشتری به صورت نرخ بهره بالاتر ارائه می دهد. وضعیت بازنشستگانی را که برای درآمدزایی به نرخ بهره بالا متکی

هستند ، در نظر بگیرید. اگر نرخ ها پایین باشد ، این افراد مستقیماً به قدرت خرید و توانایی پرداخت قبوض خود ضربه می زنند. ارسال پول نقد به کشوری که بازدهی بهتری داشته باشد یک تصمیم منطقی است.

 

دستکاری نرخ بهره و / یا عرضه پولی نیز تأثیر مستقیمی بر ارزش پول یک کشور دارد. ارز قوی باعث می شود شرکت های داخلی فروش کالا در خارج از کشور را گران کنند. این می تواند منجر به بیکاری داخلی شود. یک ارز ضعیف قیمت کالاهای وارداتی از جمله نفت

و سایر کالاها را افزایش می دهد. این امر می تواند هزینه خرید واردات را برای مصرف کنندگان و تولید کالاهایی را که متکی به قطعات یا مواد وارداتی هستند ، برای شرکت های داخلی گران کند. مسلماً یک ارز ضعیف برای اقتصادی کند که باید بخار بخورد مفید

است در حالی که ارز قوی برای مصرف کنندگان مفید است.

از آنجا که بین زمانی که بانک مرکزی شروع به تغییر سیاست می کند و زمانی که این تغییر واقعاً بر اقتصاد کشور تأثیر می گذارد ، یک تاخیر وجود دارد ، بانک های مرکزی همیشه به آینده نگاه می کنند. آنها امروز می خواهند تغییراتی در سیاست گذاری ایجاد کنند

که به آنها امکان دستیابی به اهداف آینده را بدهد.

 

چشم انداز: بانک های مرکزی غیرضروری هستند

پیچیدگیهای مرتبط با اقتصاد ملی و جهانی زمینه را برای استدلالی فراهم می کند که این اقتصادها بیش از حد غیرقابل پیش بینی هستند و نمی توانند با موفقیت به وسیله انوع دستکاری بانکهای مرکزی مدیریت شوند. برای پشتیبانی از اجرای ارز همتا به همتا به

سبک بیت کوین استفاده می شود که بانک های مرکزی و طرح های پیچیده آنها را از بین می برد.

بعلاوه ، بانکهای مرکزی مدرن از بدو تأسیس مورد بحث و مجادله قرار گرفته اند. و دلایل نارضایتی گسترده و متنوعی  بوده اند. از یک سو ، مفهوم قدرت انحصاری برای بسیاری از مردم به شدت نگران کننده است. از سوی دیگر ، وجود یک موجود مستقل و مات که

قدرت دستکاری در یک اقتصاد را دارد ، حتی بیشتر نگران کننده است. در این راستا ، بسیاری از مردم (از جمله اقتصاددانان و سیاستمداران) بر این باورند که بانک های مرکزی مرتکب اشتباهاتی می شوند که تأثیرات زیادی در زندگی شهروندان دارد. این اشتباهات

شامل افزایش در عرضه پولی (ایجاد تورم و آسیب رساندن به مصرف کنندگان از طریق افزایش قیمت کالاها و خدماتی که خریداری می کنند) ، اجرای افزایش نرخ بهره (آسیب رساندن به مصرف کنندگان که می خواهند وام بگیرند) ، تدوین سیاست هایی که تورم را

نیز حفظ می کنند (در نتیجه بیکاری) ، و اجرای نرخ بهره غیر طبیعی پایین (ایجاد حباب دارایی در املاک و مستغلات ، سهام یا اوراق قرضه).

در دورانی که فناوری ، مصرف کنندگان را قادر به تجارت بدون نیاز به مرجع مرکزی کرده است ، می توان استدلال کرد که دیگر نیازی به بانک های مرکزی نیست. بررسی گسترده تر سیستم بانکی این بحث را گسترش می دهد. فساد مرتبط با سیستم بانکی منجر به

رکود بزرگ و رسوایی های گسترده ای شد. بانکداران خشم بسیاری در یونان و سایر کشورها ایجاد کرده اند. سازمانهایی مانند صندوق بین المللی پول برای تقویت سود مردم معرفی شده اند. و در سطح محلی تر ، بانکداران با خدمت به عنوان واسطه در معاملات بین

افراد ، میلیاردها دلار درآمد کسب می کنند. در این شرایط ، حذف کل سیستم بانکی برای بسیاری از افراد مفهومی جذاب است.

 

نتیجه نهایی

بانک های مرکزی در حال حاضر ساختار غالب کشورها برای مدیریت اقتصاد خود هستند. آنها قدرت انحصاری دارند و قرار نیست بدون جنگ از این قدرت دست بکشند. در حالی که بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتالی علاقه قابل توجهی ایجاد کرده اند ، نرخ پذیرش

آنها اندک است و پشتیبانی دولت ها از آنها عملاً وجود ندارد. تا زمانی که دولت ها بیت کوین را به عنوان یک ارز قانونی به رسمیت نشناسند ، امید چندانی برای کشتن بانک های مرکزی به این زودی ها ندارد. همانطور که ذکر شد ، بانکهای مرکزی در سراسر جهان

در حال مشاهده و مطالعه بیت کوین هستند. با توجه به این واقعیت که ساخت سکه های فلزی گران است (که اغلب هزینه های آنها بیش از ارزش اسمی آنها است) ، به احتمال زیاد بانک های مرکزی روزی ارزهای دیجیتالی پیروزی خود را منتشر خواهند کرد.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *